برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی
در دهه ۴۰ شعر حجم با آموزه ها و مولفه های مدرن در شعر نو ظهور کرد. یکی از کتاب های جدی که به شعر حجم می پردازد، کتاب از سکوی سرخ یدالله رویایی است. رویایی خود بنیانگذار شعر حجم بود و با تئوری پردازی در کتاب" از سکوی سرخ "که به مسائل شعر می پرداخت به خوبی توانست نظریه های شعر حجم را در این کتاب مدون سازد. اِشکال شاعران حجم با این نظریه ها در این بود که شعرشان با مولفه هایی که یدالله رویایی برای شعر حجم بر شمرده بود همخوانی نداشت. شعر حجم شعری فرم گرا بود .رویایی در مورد حجم چنین می گوید:" حجم گرایی پریدن از سه بعد است"(رویایی،۱۳۵۷: ۵۵). رویایی در همین گفتگو می گوید اگر تعریف آکادمیک ای از شعر حجم بخواهید در یکی دو جمله و در این گفتوگو میسر نیست. رویایی و منتقدین بعدِ از او متاسفانه تا اکنون تعریف جامع ای از شعر حجم ارائه نداده اند.حجم در معنای volom که در صدا و صوت اتفاق می افتد یا فرم که در شکل و صورت؟!رویایی بعنوان تئوریسین این جریان نتوانست است جز توصیفات و ترکیباتی لطیف ،تعریف جامع و مانعی از حجم یا فرم ارائه دهد. به طور کلی می گوید:" هر شعر خوبی می تواند شعر حجم باشد". وی در مورد شعر معاصر در همین اثر می گوید:" مهمترین قسمت شعر معاصر شعری است که امروز پا گرفته است و نشان ظاهریاش بی وزنی است، احمدرضا احمدی، بیژن الهی، عدهای دیگر در این دسته اند. در شعر اینها جوهر شعری به شدت به چشم میخورد و اگر بخواهیم دینامیسم تصویرسازی را پیدا کنیم باید در شعر اینها جستجو کنیم یعنی تصویری که مرده نیست تصویری که صحبت از استعاره و تشبیه سازی معمول در ادبیات کلاسیک نمی کند"رویایی در همین کتاب گفتگوتعریف خودراجع به حجم را چنین می دهد:" پیش از همه بگویم که حجم گرایی یک مکتب نیست یک کشف اس
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی
چهار شعر از کتاب طرح احمدرضا احمدی( تصویر، طرح و ترکیب، گلدان کاغذی، یک خبر).تصویر(۱)یک شاخه با تصویر پرندهیک پرنده با تصویر شاخهروی دیوار کنار رودخانه با چاقوچاقوی تیز و رنگ پریده حک شده بودپرنده ی تصویراز زخم چاقو مُرده بودشاخه به خون پرنده آغوشت بودیک پرنده روی تصویرروی دیوار با خونبا خون رسایک چاقوی تیز و رنگ پریده را هک کرده بودپرنده ی تصویر پرپر می زد دیوار دزدانه نگریستصبح از قفس طلایی بیرون آمدرود انباشته از پر های روشنایی گردید و چاقو به پرواز درآمد.طرح و ترکیب(۲)گوشتپرندهدرختماهاسبواژه های مجرد و هرجایی:باکره های جاودانه•و چرخ گوشت با دست شب می چرخداز دهانش خون واژهها می ریزد:خون گوشت ،خون پرنده، خون درخت خون اسب.عکس اکنون شب در بادگیر مرده استبا چرخ گوشت از کار ماندهدر بشقاب زیرِ چرخ واژه ها نفس نفس می زنندو بر روی واژه ی ماه مگس سبز پوش ای نشسته است.واژه ها در شب مُردندو بشقاب جنگ آنهاستو جنگ از روی واژه ی ماه تهی ست•گلدان کاغذی(۳)آسمان آبی پشت پنجره روکش شده بودشب پشت پنجره با گلدان خیره بودو روکش پنجره سبزینه بودشیشه های پنجره شسته و شفاف بودو تعصب رنگ نداشتما به یگانه پنجرهای که باز بود چشم دوختیمشیشه ها از تصویر من خسته شدندو نگاهمان را بازگردانیدیدنگاهمان در گلدان روئیدو گل گلدان کاغذی بود•یک خبر(۴)•یک خبر•روی روزنامه دیشب صدای حروف با هم می دویدند!پرنده،درختان،شب،عشق نمناک زن،زرد، سرخ، سیاه بنفش: رنگهای پرنده ی تصویرها بودپرنده خنده می کرد•کودکان همسایه با مداد پاک کن حروف را می گسستندپرنده به گریه افتاد و بی جان شددرختان،شب،پرنده:درختانشبپرندهاز روی روزنامه گریختندکودکان همسایه بازگشت آنها را داشتندزن با عشقش تنها ماندکودکان همسایهبا آب خشک کن نمِ عشق زن
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی